<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
    <title>مهدی یاوران</title>
    <subtitle>آقا نگاهت سوی آهوهاست میدانم
دستان پاکت مثل ما تنهاست میدانم
آقا اگر تو برنمیگردی دلیل آن
در چشم های پرگناه ماست میدانم
اللهم عجل لولیک الفرج</subtitle>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.abasaleh68.mihanblog.com"/>
    <id>tag:http://www.abasaleh68.mihanblog.com</id>
    <updated>2012-05-20T18:46:02+01:00</updated>
    <generator>mihanblog.com</generator>
<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.abasaleh68.mihanblog.com/post/atom" />
    <entry>
        <title>تاریخ هنر غرب در 2 دقیقه!!</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.abasaleh68.mihanblog.com/post/638"/>
        <published>2012-05-14T13:19:51+01:00</published>
        <updated>2012-05-14T13:19:51+01:00</updated>
        <id>tag:http://www.abasaleh68.mihanblog.com/post/638</id>
        <author>
            <name>مجتبی صمدی</name>
        </author>
        <summary>




1 of 1</summary>
        <content type="html" xml:base="http://www.abasaleh68.mihanblog.com/post/638"><![CDATA[<DIV style="DISPLAY: block" id=yui_3_3_0_2_133629776395296 class="slide current pp_imgSrcLoaded" imgid="0"><IMG style="MARGIN-TOP: -240px; WIDTH: 430px; HEIGHT: 320px; VISIBILITY: visible; MARGIN-LEFT: -240px; TOP: 50%; LEFT: 50%" class=pp_img src="http://us.mg3.mail.yahoo.com/ya/download?fid=Inbox&amp;mid=2_0_0_1_5797_AGxek0UAAMz2T5EAcQcq7jvwOJU&amp;pid=2&amp;tnef=&amp;YY=1336297742765&amp;file_name=The%20History%20of%20Art.jpg&amp;appid=YahooMailNeo" width=714 height=714 cyimg="714" cximg="714" imgID="0"></DIV>
<DIV class="pp_carousel_container pp_ss_stream">
<DIV class=pp_fade_bkgnd></DIV></DIV>
<DIV class=modal-ft>
<DIV class="pp_nav_bar  single">
<DIV id=yui_3_3_0_2_133629776395231 class=pp_nav_bar_content><SPAN class=pp_album_info><SPAN class=pp_pagenation><SPAN>1 of 1</SPAN></SPAN></SPAN><SPAN id=yui_3_3_0_2_133629776395233 class=pp_nav_tbar><SPAN class="btn left prevBtn previous disabled" title="Show Previous Image" role=button tabIndex=-1><B></B></SPAN><SPAN class="btn play disabled" title="Play Slideshow" role=button tabIndex=-1><B></B></SPAN><SPAN class="btn pause disabled inactive" title="Pause Slideshow" role=button tabIndex=-1><B></B></SPAN><SPAN class="btn right nextBtn next disabled" title="Show Next Image" role=button tabIndex=-1><B></B></SPAN><SPAN class="btn left grid" title="View Album" role=button tabIndex=-1><B></B></SPAN><SPAN class="btn download" title=Download role=button tabIndex=-1><B></B></SPAN><SPAN class="btn right last fullscreenToggle" title="View in Full Screen" role=button tabIndex=-1><B></B></SPAN></SPAN></DIV></DIV></DIV>]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>برداشت شما چیست؟</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.abasaleh68.mihanblog.com/post/636"/>
        <published>2012-05-10T13:24:49+01:00</published>
        <updated>2012-05-10T13:24:49+01:00</updated>
        <id>tag:http://www.abasaleh68.mihanblog.com/post/636</id>
        <author>
            <name>مجتبی صمدی</name>
        </author>
        <summary>

									





</summary>
        <content type="html" xml:base="http://www.abasaleh68.mihanblog.com/post/636"><![CDATA[
<font size="2"><a href="http://sayehgraph.blogfa.com/post-277.aspx"><br>
									</a></font>
<center><p align="center"><a href="http://sayehgraph.blogfa.com/post-277.aspx"><img style="width: 350px; height: 501px;" alt="" src="http://eslami1414.persiangig.com/aftab%20mahtab/03-web.jpg" hspace="0" align="bottom" border="0"></a></p></center>




]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>مواردی که حیا جایز نیست!</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.abasaleh68.mihanblog.com/post/635"/>
        <published>2012-05-08T11:15:25+01:00</published>
        <updated>2012-05-08T11:15:25+01:00</updated>
        <id>tag:http://www.abasaleh68.mihanblog.com/post/635</id>
        <author>
            <name>مجتبی صمدی</name>
        </author>
        <summary>
پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: «هیچ عملی را از روی ریا و خودنمایی انجام مده و از سر حیا و شرم آن را رها نکن.»







حیا، شرم از انجام اعمال زشت در محضر ناظر محترم است. بنابراین اوّلاً، 
در متون اخلاق اسلامی خداوند و ناظران و نمایندگان او، حقیقت الهی و انسانی
 فرد و دیگران، به عنوان ناظرانی که باید از آنها شرم و حیا ورزید مطرح 
شده‌اند.1
ثانیاً، قلمرو حیا امور زشت و ناپسند است و شرمساری در انجام نیکی ها 
هیچ گاه پسندیده نیست. ولی این حدّ و مرز در بسیاری از موارد از سوی مرد</summary>
        <content type="html" xml:base="http://www.abasaleh68.mihanblog.com/post/635"><![CDATA[<p>
</p><hr><span style="color: rgb(0, 89, 0);"><strong>پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: «هیچ عملی را از روی ریا و خودنمایی انجام مده و از سر حیا و شرم آن را رها نکن.»</strong></span>

<p>
</p><hr>


<div class="GImg"><img alt="عبادت" src="http://img.tebyan.net/big/1388/06/23209783650137114845183122812110420594.jpg" align="left"></div>

<p>حیا، شرم از انجام اعمال زشت در محضر ناظر محترم است. بنابراین اوّلاً، 
در متون اخلاق اسلامی خداوند و ناظران و نمایندگان او، حقیقت الهی و انسانی
 فرد و دیگران، به عنوان ناظرانی که باید از آنها شرم و حیا ورزید مطرح 
شده‌اند.1</p>
<p>ثانیاً، قلمرو حیا امور زشت و ناپسند است و شرمساری در انجام نیکی ها 
هیچ گاه پسندیده نیست. ولی این حدّ و مرز در بسیاری از موارد از سوی مردم 
رعایت نمی گردد. منشأ این امر آگاهی جهالت و گاهی بی مبالاتی است. در 
بسیاری از روایات حیاورزی در برخی موارد ممنوع شده است. به نظر می رسد که 
با وجود ضابطه پیش گفته در مفهوم حیا، این تأکید به دلیل آن است که انسان 
نسبت به این موارد نوعی شبهه علمی دارد و تا حدودی توجیهاتی، جهت تأیید 
حیاورزی در آن موارد برای خود دست و پا می کند، در حالی که تصورات او باطل 
است. برخی از موارد و مواقعی که جای حیا ورزیدن نیست، بدین قرارند:</p>
]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>مرا در شب غسل بده و کفن کن!</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.abasaleh68.mihanblog.com/post/634"/>
        <published>2012-05-04T10:11:46+01:00</published>
        <updated>2012-05-04T10:11:46+01:00</updated>
        <id>tag:http://www.abasaleh68.mihanblog.com/post/634</id>
        <author>
            <name>مجتبی صمدی</name>
        </author>
        <summary>

            



    
آسمانی ها بر گرد خورشید&amp;nbsp; 




یکی از کتابهای مفیدی که درباره حضرت 
زهرا سلام الله علیها به رشته تحریر درآمده کتاب «500 سوال حول السیدة 
فاطمة الزهراء علیها السلام» نوشته الشیخ ماجد ناصر الزبیدی است. 

نویسنده،
 کتاب خود را با طرح 500 سوال درباره حضرت زهرا سلام الله علیها و پاسخ به 
آنها سامان بخشیده و سعی کرده است در قالب همین سوالها به مهمترین فرازها و
 موضوعات مورد بحث در زندگی آن حضرت از ولادت تا شهادت بپردازد.
او 
در پرسش 468 ، آخرین روز از حی</summary>
        <content type="html" xml:base="http://www.abasaleh68.mihanblog.com/post/634"><![CDATA[

            



    
<h1>آسمانی ها بر گرد خورشید&nbsp; </h1>
<div class="GImg">
<p><span style="color: rgb(0, 106, 53);"><strong></strong></span></p><strong><strong>
<div class="GImg"><img alt="حضرت فاطمه" src="http://img.tebyan.net/big/1391/02/102317971401138812031281593020018205205.gif" align="left"></div>
<strong>
</strong><p align="right"><strong>یکی از کتابهای مفیدی که درباره حضرت 
زهرا سلام الله علیها به رشته تحریر درآمده کتاب «500 سوال حول السیدة 
فاطمة الزهراء علیها السلام» نوشته الشیخ ماجد ناصر الزبیدی است. </strong>
</p><p>
</p><p align="right"><span style="color: rgb(0, 111, 164);"><strong>نویسنده،
 کتاب خود را با طرح 500 سوال درباره حضرت زهرا سلام الله علیها و پاسخ به 
آنها سامان بخشیده و سعی کرده است در قالب همین سوالها به مهمترین فرازها و
 موضوعات مورد بحث در زندگی آن حضرت از ولادت تا شهادت بپردازد.</strong></span></p>
</strong></strong><p align="right"><strong><strong></strong></strong>او 
در پرسش 468 ، آخرین روز از حیات پربرکت اما کوتاه آن بانوی بی قرینه را 
موضوع سوال قرار داده و در مقام پاسخی مختصر به این سوال با تکیه بر منابع 
تاریخی و حدیثی که رویه این کتاب است می‌نویسد:</p></div>
]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>آیا خانه زهرای مرضیه علیهاالسلام دارای درب بوده است؟</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.abasaleh68.mihanblog.com/post/633"/>
        <published>2012-05-01T10:03:26+01:00</published>
        <updated>2012-05-01T10:03:26+01:00</updated>
        <id>tag:http://www.abasaleh68.mihanblog.com/post/633</id>
        <author>
            <name>مجتبی صمدی</name>
        </author>
        <summary>

            



    


برخی می گویند خانه هاى 
مدینه در عهد رسول صلى اللَّه علیه و آله و پس از آن درهاى لنگه دار چوبى 
نداشت بلكه فقط پرده هایى بود كه از درها آویزان مى شد. پس چگونه زهرا 
علیهاالسلام بین در و دیوار فشرده شد؟! و چگونه آتش در چوب درب شعله ور 
گردید؟!
شاید ادعاى اینكه خانه هاى مدینه درب چوبى نداشت(1)، یك مزاح باشد كه 
منظور گوینده صرفاً یك بازى و شوخى دوستانه با برادران یك دل و آرام كردن 
فضاى موجود پس از مدتى كدورت و ناراحتى بوده است. این مزاح ما را بر آن 
داشت </summary>
        <content type="html" xml:base="http://www.abasaleh68.mihanblog.com/post/633"><![CDATA[

            



    
<div class="GImg"><img alt="حضرت فاطمه" src="http://img.tebyan.net/big/1391/01/96115922371209226110595619224315158171254.gif" align="left"></div>

<p><span style="color: rgb(0, 91, 0);"><strong>برخی می گویند خانه هاى 
مدینه در عهد رسول صلى اللَّه علیه و آله و پس از آن درهاى لنگه دار چوبى 
نداشت بلكه فقط پرده هایى بود كه از درها آویزان مى شد. پس چگونه زهرا 
علیهاالسلام بین در و دیوار فشرده شد؟! و چگونه آتش در چوب درب شعله ور 
گردید؟!</strong></span></p>
<p>شاید ادعاى اینكه خانه هاى مدینه درب چوبى نداشت(1)، یك مزاح باشد كه 
منظور گوینده صرفاً یك بازى و شوخى دوستانه با برادران یك دل و آرام كردن 
فضاى موجود پس از مدتى كدورت و ناراحتى بوده است. این مزاح ما را بر آن 
داشت تا دهها و بلكه صدها متن جمع آورى كنیم كه دلالت دارد بر اینکه در عهد
 رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و دوره هاى پس از آن، ورودى خانه هاى 
مدینه، درهاى لنگه دار قابل باز و بسته شدن، و قابل شكستن و سوختن داشت. 
این درها قفل و كلید، و حلقه هایى داشته كه با آن در مى زدند. گاهى این 
درها از چوب عرعر، و ساج بود، چنانكه در خانه ى عایشه از آن بود، و گاهى از
 شاخ و برگ خرما، و گاهى از نوعى چوب دیگر. و گاهى، بر این درها پرده مى 
زند. </p>
<p>&nbsp;</p>
<h2>نگاهی منطقی.........</h2><br>]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>ندایی که بی پاسخ ماند!!!</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.abasaleh68.mihanblog.com/post/632"/>
        <published>2012-04-28T12:14:44+01:00</published>
        <updated>2012-04-28T12:14:44+01:00</updated>
        <id>tag:http://www.abasaleh68.mihanblog.com/post/632</id>
        <author>
            <name>مجتبی صمدی</name>
        </author>
        <summary>







التعجب» نام 
كتابى است كه در دفاع از موضوع امامت در مقابل مخالفان و منکران نگاشته شده
 است. در این كتاب که نام کاملش «التعجب من أغلاط العامة فى مسألة الإمامة»
 است مؤلف تناقضات عجیب و شگفت آوری را كه در عقاید اهل سنت در این باره رخ
 داده، یادآور شده و به ابطال و ردّ آنان می پردازد. 
نویسنده این کتاب شیخ ابوالفتح محمد بن 
على كراجكى طرابلسى است که در قرن چهارم هجرى به دنیا آمد و سالها بعد یعنی
 در اوایل قرن پنجم توانست به یکی از درخشان ‏ترین چهره‏هاى علمى تبدیل 
شود. او از</summary>
        <content type="html" xml:base="http://www.abasaleh68.mihanblog.com/post/632"><![CDATA[
<table dir="rtl" border="0" cellpadding="0" cellspacing="0">
<tbody>
<tr>
<td style="padding: 0cm;" valign="top">
<blockquote style="border-width: medium 1.5pt medium medium; border-style: none solid none none; border-color: rgb(16, 16, 255); padding: 0cm 0cm 0cm 4pt; margin-top: 5pt; margin-bottom: 5pt; margin-left: 3.75pt;">
<div>
<div>
</div></div></blockquote><br></td></tr></tbody></table><img alt="حضرت فاطمه" src="http://img.tebyan.net/big/1391/02/1321316821822755861922490248677141216.gif" align="left"><strong><span style="color: rgb(0, 89, 0);">التعجب» نام 
كتابى است كه در دفاع از موضوع امامت در مقابل مخالفان و منکران نگاشته شده
 است. در این كتاب که نام کاملش «التعجب من أغلاط العامة فى مسألة الإمامة»
 است مؤلف تناقضات عجیب و شگفت آوری را كه در عقاید اهل سنت در این باره رخ
 داده، یادآور شده و به ابطال و ردّ آنان می پردازد.</span></strong><strong><p> 
</p></strong><p><strong></strong>نویسنده این کتاب شیخ ابوالفتح محمد بن 
على كراجكى طرابلسى است که در قرن چهارم هجرى به دنیا آمد و سالها بعد یعنی
 در اوایل قرن پنجم توانست به یکی از درخشان ‏ترین چهره‏هاى علمى تبدیل 
شود. او از شخصیت‏هاى بزرگى مانند شیخ مفید و سید مرتضى بهره‏ها برد. 
</p><br>
<p>&nbsp;</p>
<p>پی نوشت:</p>
<p>ر.ک به: کتاب «التعجب» تالیف شیخ ابو الفتح محمد بن علی کراجکی متوفی 449 هجری.ق ؛ تصحیح فارس حسون کریم.</p>

]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>کسی محتاج شفاعت نیست ؟!</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.abasaleh68.mihanblog.com/post/631"/>
        <published>2012-04-26T12:32:18+01:00</published>
        <updated>2012-04-26T12:32:18+01:00</updated>
        <id>tag:http://www.abasaleh68.mihanblog.com/post/631</id>
        <author>
            <name>مجتبی صمدی</name>
        </author>
        <summary>کسی محتاج شفاعت نیست؟!


براساس مطالب گذشته معلوم شد که شفاعت صحیح بر دو قسم است: شفاعت رهبری و شفاعت مغفرت. همچنین گفته شد که انسان نیکو کار محتاج شفاعت مغفرت نیست اما سؤالی که مطرح است اینکه اگر کسی که دستورات خداوند را اطاعت می کند و از گناهان دوری می کند محتاج به هیچیک از اقسام شفاعت نیست؟ و اگر این نیاز وجود دارد برای بهره مندی بیشتر از شفاعت چه باید کرد؟
&amp;nbsp;
چه کسانی محتاج شفاعتند؟</summary>
        <content type="html" xml:base="http://www.abasaleh68.mihanblog.com/post/631"><![CDATA[<H1>کسی محتاج شفاعت نیست؟!</H1>
<DIV class=GImg><IMG alt="امام " align=left src="http://img.tebyan.net/big/1390/12/21319518212711919182190702074613413231124158.gif"></DIV>
<P></P>
<P><SPAN style="COLOR: #009393"><STRONG>براساس مطالب گذشته معلوم شد که شفاعت صحیح بر دو قسم است: شفاعت رهبری و شفاعت مغفرت. همچنین گفته شد که انسان نیکو کار محتاج شفاعت مغفرت نیست اما سؤالی که مطرح است اینکه اگر کسی که دستورات خداوند را اطاعت می کند و از گناهان دوری می کند محتاج به هیچیک از اقسام شفاعت نیست؟ و اگر این نیاز وجود دارد برای بهره مندی بیشتر از شفاعت چه باید کرد؟</STRONG></SPAN></P>
<P>&nbsp;</P>
<H2>چه کسانی محتاج شفاعتند؟</H2>]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>و هنوز هم دست شرطه های حجاز، سنگین است+ عکس</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.abasaleh68.mihanblog.com/post/637"/>
        <published>2012-04-22T16:33:00+01:00</published>
        <updated>2012-04-22T16:33:00+01:00</updated>
        <id>tag:http://www.abasaleh68.mihanblog.com/post/637</id>
        <author>
            <name>مجتبی صمدی</name>
        </author>
        <summary>
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد
و هنوز هم دست شرطه های حجاز، سنگین است.</summary>
        <content type="html" xml:base="http://www.abasaleh68.mihanblog.com/post/637"><![CDATA[<DIV style="TEXT-ALIGN: center"><A href="http://sayehgraph.blogfa.com/post-281.aspx"><IMG style="WIDTH: 334px; HEIGHT: 347px" border=0 hspace=0 alt="" align=bottom src="http://eslami1414.persiangig.com/aftab%20mahtab/bahrainweb.jpg"></A></DIV>
<P style="TEXT-ALIGN: center">اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد</P>
<P style="TEXT-ALIGN: center"><STRONG><FONT color=#ff0000>و هنوز هم دست شرطه های حجاز، سنگین است.</FONT></STRONG></P>]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>اگر مشروعیت حکومت از خداست،انتخابات چرا ؟؟؟؟!</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.abasaleh68.mihanblog.com/post/630"/>
        <published>2012-04-21T12:28:14+01:00</published>
        <updated>2012-04-21T12:28:14+01:00</updated>
        <id>tag:http://www.abasaleh68.mihanblog.com/post/630</id>
        <author>
            <name>مجتبی صمدی</name>
        </author>
        <summary>اگر مشروعیت حکومت از خداست 

شایسته است ابتدا به چند نظریه اشاره کنیم که معتقدند آرای مردم باید در حکومت دینی نقش داشته باشد.
1-&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; برخی می گویند: حکومت با &quot;لیبرالی&quot; است&amp;nbsp; توسط آرای مردم مشروعیت پیدا می کند، و یا &quot;فاشیستی&quot; است و در آن مردم هیچ دخالتی ندارند. در نظام اسلامی باید آرای مردم را معتبر بدانیم تا انگ فاشیستی به نظام زده نشود.
2-&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; معدودی از فقهای معاصر شیعه به عنوان احتمال گفته اند: در زمان غیبت معصوم، مشروعیت حکومت منوط به آرای مردم است.</summary>
        <content type="html" xml:base="http://www.abasaleh68.mihanblog.com/post/630"><![CDATA[<H1>اگر مشروعیت حکومت از خداست <IMG alt=انتخابات align=left src="http://img.tebyan.net/big/1390/12/2031471122102352313821910925517621193213155.jpg"></H1>
<P></P>
<P>شایسته است ابتدا به چند نظریه اشاره کنیم که معتقدند آرای مردم باید در حکومت دینی نقش داشته باشد.</P>
<P>1-&nbsp;&nbsp;&nbsp; <STRONG><SPAN style="COLOR: #bb005e"><STRONG><SPAN style="COLOR: #a80054"><STRONG><STRONG>برخی می گویند: حکومت با "لیبرالی" است&nbsp; توسط آرای مردم مشروعیت پیدا می کند، و یا "فاشیستی" است و در آن مردم هیچ دخالتی ندارند. در نظام اسلامی باید آرای مردم را معتبر بدانیم تا انگ فاشیستی به نظام زده نشود.</STRONG></STRONG></SPAN></STRONG></SPAN></STRONG><STRONG></STRONG></P>
<P>2-&nbsp;&nbsp;&nbsp; معدودی از فقهای معاصر شیعه به عنوان احتمال گفته اند: در زمان غیبت معصوم، مشروعیت حکومت منوط به آرای مردم است.</P>]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>9 ویژگی آخرت را بشناسیم</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.abasaleh68.mihanblog.com/post/628"/>
        <published>2012-04-18T11:05:24+01:00</published>
        <updated>2012-04-18T11:05:24+01:00</updated>
        <id>tag:http://www.abasaleh68.mihanblog.com/post/628</id>
        <author>
            <name>مجتبی صمدی</name>
        </author>
        <summary>

آخرین ویژگی برجسته آخرت، احاطه آن بر دنیاست، بدین معنا که آخرت هم اکنون وجود دارد و دوزخ، هم اکنون بر انسان‌های ناشایست، و بهشت، هم اکنون بر انسان‌های شایسته احاطه دارد، و به تعبیر دیگر، دنیا نمادی از آخرت است.




مهم‌ترین ویژگی‌های آخرت و برجسته‌ترین تفاوت‌های آن با دنیا از این قرار است :............</summary>
        <content type="html" xml:base="http://www.abasaleh68.mihanblog.com/post/628"><![CDATA[<H1 align=center><IMG alt="دنیا و آخرت" src="http://img.tebyan.net/big/1388/11/182216249186223851671322112012392283019148.jpg"></H1>
<P></P>
<P><SPAN style="COLOR: blue"><STRONG>آخرین ویژگی برجسته آخرت، احاطه آن بر دنیاست، بدین معنا که آخرت هم اکنون وجود دارد و دوزخ، هم اکنون بر انسان‌های ناشایست، و بهشت، هم اکنون بر انسان‌های شایسته احاطه دارد، و به تعبیر دیگر، دنیا نمادی از آخرت است.</STRONG></SPAN></P>
<P><SPAN style="COLOR: blue">
<HR>
</SPAN>
<P></P>
<P>مهم‌ترین ویژگی‌های آخرت و برجسته‌ترین تفاوت‌های آن با دنیا از این قرار است :............</P>]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>خالق خدا کیست ؟</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.abasaleh68.mihanblog.com/post/629"/>
        <published>2012-04-16T11:24:07+01:00</published>
        <updated>2012-04-16T11:24:07+01:00</updated>
        <id>tag:http://www.abasaleh68.mihanblog.com/post/629</id>
        <author>
            <name>مجتبی صمدی</name>
        </author>
        <summary>

گرچه این سؤال عجیب به نظر مى رسد ولى با توجه به این که فیلسوف معروف انگلیسى &quot;برتراند راسل &quot; در یکى از کتابهاى خود تصریح مى کند که: در جوانى به خدا عقیده داشتم و بهترین دلیل بر آن را علة العلل مى دانستم و این که تمام آنچه را در جهان مى بینیم داراى علتى است و اگر زنجیر علتها را دنبال کنیم، سرانجام به علت نخستین مى رسیم و این نخستین علت را خدا مى دانیم.
ولى بعداً بكلّى از این عقیده برگشتم، زیرا فكر كردم «اگر هر چیز را باید علّت و آفریننده اى باشد، خدا نیز باید علّت و آفریننده اى داشته باشد»!</summary>
        <content type="html" xml:base="http://www.abasaleh68.mihanblog.com/post/629"><![CDATA[<DIV class=GImg><IMG alt=خدا align=left src="http://img.tebyan.net/big/1390/12/13115352236874190250180992822323324515814.jpg"></DIV>
<P></P><STRONG>
<P><SPAN style="COLOR: teal"><STRONG>گرچه این سؤال عجیب به نظر مى رسد ولى با توجه به این که فیلسوف معروف انگلیسى "برتراند راسل " در یکى از کتابهاى خود تصریح مى کند که: در جوانى به خدا عقیده داشتم و بهترین دلیل بر آن را علة العلل مى دانستم و این که تمام آنچه را در جهان مى بینیم داراى علتى است و اگر زنجیر علتها را دنبال کنیم، سرانجام به علت نخستین مى رسیم و این نخستین علت را خدا مى دانیم.</STRONG></SPAN></P>
<P><STRONG>ولى بعداً بكلّى از این عقیده برگشتم، زیرا فكر كردم «اگر هر چیز را باید علّت و آفریننده اى باشد، خدا نیز باید علّت و آفریننده اى داشته باشد»!</STRONG></P></STRONG>]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>عوامل افزایش دهنده صبر و تحمل</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.abasaleh68.mihanblog.com/post/627"/>
        <published>2012-04-13T11:56:06+01:00</published>
        <updated>2012-04-13T11:56:06+01:00</updated>
        <id>tag:http://www.abasaleh68.mihanblog.com/post/627</id>
        <author>
            <name>مجتبی صمدی</name>
        </author>
        <summary>کسى که صبر کند بر مصیبت تا آنکه برگرداند مصیبت و شدت آن را به نیکویى عزاى آن (یعنى با صبر جمیل شدت مصیبت را ردّ کند)، بنویسد خدا براى او سیصد درجه، ما بین هر درجه تا درجه دیگر مثل ما بین آسمان و زمین است . 





صبر از مقامات سالکین و منازل دین و از مهم‏ترین زمینه‏هاى درک فیض و عنایت الهى است. تا جایى که ائمه اطهار(علیه السلام) به واسطه صبر عظیمشان و عزم استوارشان به مقام شامخ ولایت و امامت نایل شدند« وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا ...» «و از آنان اماما</summary>
        <content type="html" xml:base="http://www.abasaleh68.mihanblog.com/post/627"><![CDATA[<H1><SPAN style="COLOR: #8000ff"><STRONG><FONT size=2>کسى که صبر کند بر مصیبت تا آنکه برگرداند مصیبت و شدت آن را به نیکویى عزاى آن (یعنى با صبر جمیل شدت مصیبت را ردّ کند)، بنویسد خدا براى او سیصد درجه، ما بین هر درجه تا درجه دیگر مثل ما بین آسمان و زمین است .</FONT></STRONG></SPAN> </H1>
<P></P>
<P></P>
<HR>

<DIV class=GImg><IMG alt="صبر " src="http://img.tebyan.net/big/1390/07/175118666502316412442601391715814911584.gif" align=left></DIV>
<P></P>صبر از مقامات سالکین و منازل دین و از مهم‏ترین زمینه‏هاى درک فیض و عنایت الهى است. تا جایى که ائمه اطهار(علیه السلام) به واسطه صبر عظیمشان و عزم استوارشان به مقام شامخ ولایت و امامت نایل شدند<STRONG><SPAN style="COLOR: blue">« وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا ...»</SPAN></STRONG> «و از آنان امامان(و پیشوایانى) قرار دادیم که به فرمان ما(مردم را) هدایت مى‏کردند؛ چون شکیبایى نمودند ... » (سجده، آیه‏ى 24)، یعنى ریشه امامت و رهبرى صبر است &nbsp; 
<P></P>
<P>- صبر هرگز به معنى تحمل بدبختی ها و تن دادن ذلت و تسلیم در برابر عوامل شکست نیست بلکه صبر و شکیبایى به معنى پایدارى و استقامت در برابر هر مشکل و هرحادثه است لذا رسول خدا صل الله علیه و آله برای صبر سه شاخه ترسیم نموده و برای هر یک از آنها پاداش مخصوصی ذکر نموده است.</P>]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>ناگفته های خواندنی سردار صفوی از تدابیر امام خامنه ای در برخورد با حوادث داخلی و خارجی</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.abasaleh68.mihanblog.com/post/624"/>
        <published>2012-04-08T13:05:56+01:00</published>
        <updated>2012-04-08T13:05:56+01:00</updated>
        <id>tag:http://www.abasaleh68.mihanblog.com/post/624</id>
        <author>
            <name>مجتبی صمدی</name>
        </author>
        <summary>

ناگفته های خواندنی سردارصفوی از تدابیر امام خامنه ای در برخورد با حوادث واتفاقات داخلی و بین المللی

سرلشکر سید یحیی صفوی در گفتگویی به تشریح برخی ناگفته ها از تدابیر مقام معظم رهبری در برخورد با حوادث و اتفاقات داخلی و بین‌المللی در 22 سال گذشته پرداخت.

درگیری مرزی با طالبان، نحوه اعدام صدام،برخورد سپاه با ماجرای 18 تیر و کوی دانشگاه از مسایلی بود که در این گفت و گو مطرح شد.

اهم سخنان دستیار و مشاور عالی فرمانده کل قوا و فرمانده سابق کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در ادامه به نقل از</summary>
        <content type="html" xml:base="http://www.abasaleh68.mihanblog.com/post/624"><![CDATA[<DIV class=article-content>
<P><SPAN style="FONT-SIZE: small"><IMG style="FLOAT: left" border=0 src="http://leader-khamenei.com/images/resized/images/khamenei/khamenei015.jpg" width=248 height=187></SPAN></P>
<P><SPAN style="COLOR: #ff0000"><SPAN style="FONT-SIZE: small"><FONT size=2>ناگفته های خواندنی سردارصفوی از تدابیر امام خامنه ای در برخورد با حوادث واتفاقات داخلی و بین المللی</FONT></SPAN></SPAN></P>
<P><SPAN style="FONT-SIZE: small"><FONT size=2></FONT></SPAN></P>
<DIV id=doc_div21><SPAN style="FONT-SIZE: small"><FONT size=2>سرلشکر سید یحیی صفوی در گفتگویی به تشریح برخی ناگفته ها از تدابیر مقام معظم رهبری در برخورد با حوادث و اتفاقات داخلی و بین‌المللی در 22 سال گذشته پرداخت.</FONT></SPAN></DIV>
<DIV><SPAN style="FONT-SIZE: small"><FONT size=2></FONT></SPAN></DIV>
<DIV><SPAN style="FONT-SIZE: small"><FONT size=2>درگیری مرزی با طالبان، نحوه اعدام صدام،برخورد سپاه با ماجرای 18 تیر و کوی دانشگاه از مسایلی بود که در این گفت و گو مطرح شد.</FONT></SPAN></DIV>
<DIV><SPAN style="FONT-SIZE: small"><FONT size=2></FONT></SPAN></DIV>
<DIV><SPAN style="FONT-SIZE: small"><FONT size=2>اهم سخنان دستیار و مشاور عالی فرمانده کل قوا و فرمانده سابق کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در ادامه به نقل از فارس می آید:<BR></FONT></SPAN></DIV>
<DIV><SPAN style="FONT-SIZE: small"><FONT size=2>.......</FONT></SPAN></DIV></DIV>]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>وصایای شیخ نخودکی (ره)</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.abasaleh68.mihanblog.com/post/623"/>
        <published>2012-04-04T12:57:19+01:00</published>
        <updated>2012-04-04T12:57:19+01:00</updated>
        <id>tag:http://www.abasaleh68.mihanblog.com/post/623</id>
        <author>
            <name>مجتبی صمدی</name>
        </author>
        <summary>آنکه سادات را بسیار گرامی و محترم شماری و هر چه داری، در راه ایشان صرف و خرج کنی و از فقر و درویشی در اینکار پروا منمایی. اگر تهیدست گشتی، دیگر تو را وظیفه ای نیست .



فرزند ایشان نقل می کند : 

ایشان وصایای خویش را به شرح زیر به من فرمودند: 
« ولقد وصینا الذین اوتوا الکتاب من قبلکم و ایاکم ان اتقوا الله.... »
نیست جز تقوی در این ره توشه ای نان و حلوا را بنه در گوشــــه ای 
بالتقوی بلغنا ما بلغنا، اگر در این راه، تقوی نباشد، ریاضات و مجاهدات را هرگز اثری نیست و جز از خسران، ثمری ندارد </summary>
        <content type="html" xml:base="http://www.abasaleh68.mihanblog.com/post/623"><![CDATA[<H1><FONT color=#000000><FONT size=2><SPAN style="COLOR: #8000ff"><STRONG>آنکه سادات را بسیار گرامی و محترم شماری و هر چه داری، در راه ایشان صرف و خرج کنی و از فقر و درویشی در اینکار پروا منمایی. اگر تهیدست گشتی، دیگر تو را وظیفه ای نیست</STRONG></SPAN> .</FONT></FONT>
<HR>
</H1>
<DIV class=GImg><IMG alt="آیت الله نخودکی" src="http://img.tebyan.net/big/1390/11/241281258214606022714145226187451417431.jpg" align=left></DIV>
<P></P>فرزند ایشان نقل می کند : 
<P></P>
<P>ایشان وصایای خویش را به شرح زیر به من فرمودند: </P>
<P><SPAN style="COLOR: green"><STRONG>« ولقد وصینا الذین اوتوا الکتاب من قبلکم و ایاکم ان اتقوا الله.... »</STRONG></SPAN></P>
<P>نیست جز تقوی در این ره توشه ای نان و حلوا را بنه در گوشــــه ای </P>
<P>بالتقوی بلغنا ما بلغنا، اگر در این راه، تقوی نباشد، ریاضات و مجاهدات را هرگز اثری نیست و جز از خسران، ثمری ندارد و نتیجه ای جز دوری از درگاه حق تعالی نخواهد داشت. حضرت علی بن الحسین علیهما السلام فرمایند:.......</P>]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>دلایل نصف بودن دیه زن نسبت به مرد</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.abasaleh68.mihanblog.com/post/622"/>
        <published>2012-04-01T12:54:29+01:00</published>
        <updated>2012-04-01T12:54:29+01:00</updated>
        <id>tag:http://www.abasaleh68.mihanblog.com/post/622</id>
        <author>
            <name>مجتبی صمدی</name>
        </author>
        <summary>&quot;دیه&quot; یك امر اقتصادى است كه به منظور جبران خسارت، تشریع گردیده است. از سوى دیگر، در جامعه مطلوبى كه اسلام در پى تحقق آن است، عمده فعالیت‏هاى اقتصادى بر دوش مرد گذاشته شده است؛ یعنى با یك نگاه كلى به وظایف اقتصادى مرد، در مى‏یابیم كه مرد داراى وظایفى است كه زن از آنها معاف گردیده است. در حالى كه مهم ترین وظیفه یك زن - و نه تنها وظیفه او - اداره كانون اصلى اجتماں یعنى خانواده است، مهم ترین وظیفه یك مرد - و نه تنها وظیفه او - تأمین و تنظیم امور اقتصادى و معیشتى خانواده است.






تمامى احكام</summary>
        <content type="html" xml:base="http://www.abasaleh68.mihanblog.com/post/622"><![CDATA[<H1><SPAN style="COLOR: #ae5700"><STRONG><FONT size=1>"دیه" یك امر اقتصادى است كه به منظور جبران خسارت، تشریع گردیده است. از سوى دیگر، در جامعه مطلوبى كه اسلام در پى تحقق آن است، عمده فعالیت‏هاى اقتصادى بر دوش مرد گذاشته شده است؛ یعنى با یك نگاه كلى به وظایف اقتصادى مرد، در مى‏یابیم كه مرد داراى وظایفى است كه زن از آنها معاف گردیده است. در حالى كه مهم ترین وظیفه یك زن - و نه تنها وظیفه او - اداره كانون اصلى اجتماں یعنى خانواده است، مهم ترین وظیفه یك مرد - و نه تنها وظیفه او - تأمین و تنظیم امور اقتصادى و معیشتى خانواده است.</FONT></STRONG></SPAN></H1>
<P><FONT size=1></FONT></P><FONT size=1>
<HR>
</FONT>
<P></P>
<DIV class=GImg><IMG alt=دیه- src="http://img.tebyan.net/big/1390/05/13639871342127423910921310825483220140127122.jpg" align=left></DIV>
<P></P>
<P>تمامى احكام اسلام بر پایه مصالح و مفاسد خاصى استوار است. براى هر حكمى، حكمتى است و در جعل هر قانونى، مصلحتى موجود است. <STRONG><SPAN style="COLOR: #0080c0">اگر در اسلام از چیزى نهى مى‏شود به دلیل آن است كه مفسده‏اى دارد و اگر به چیزى امر مى‏شود، از آن جهت است كه مصلحتى در آن وجود دارد. البته شاید پى بردن به تمام حكمت و مصالح و مفاسد مترتّب بر احكام برای ما ممكن نباشد، اما با اتكاى به عقل سلیم و نیز واقعیات خارجى موجود و همچنین بیانات بزرگان معصوم ‏(ع) مى‏توان به گوشه‏هایى از آن پى برد</SPAN></STRONG>. در مورد دیه زن و نصف بودن آن نسبت به دیه مرد هم قطعاً حكمت‏هایى وجود دارد كه به تعدادى از آن مى‏پردازیم:......</P>]]></content>
    </entry>
</feed>

